X
تبلیغات
رایتل

آریانا

سعدی

هوالحق 

سلام 

بعد از سحر هوس کتاب خوندن کردم،اول فکر کردم که کیمیا خاتون رو بخونم که مدت ها گذشته و هنوز موفق به خوندنش نشدم،البته یه مقدارش رو خوندم ولی هر بار وسط کار رها شده و باز از اول و...... 

کلیات سعدی رو که دیدم دیگه نشد ازش دل کند،باز از اول شروع کردم و منت خدای را عز و جل و .... زانگه که تو را بر من مسکین نظر است   آثارم از آفتاب مشهورتر است 

خواب نوشین بامداد رحیل   باز دارد پیاده را ز سبیل 

و رسید به باب اول و در سیرت پادشاهان 

نیم نانی گر خورد مرد خدا    بذل درویش کند نیمی دگر 

ملک اقلیمی بگیرد پادشاه    همچنان در بند اقلیمی دگر 

 

بعدش هم رفتیم سراغ شعر خوندن  

این شعر های زیبا رو هر چی بخونی سیر نمی شی  

 

نه من تنها گرفتارم به دام زلف زیبایی     که هر کس با دلارامی سری دارند و سودایی
قرین یار زیبا را چه پروای چمن باشد     هزاران سرو بستانی فدای سروبالایی
مرا نسبت به شیدایی کند ماه پری پیکر     تو دل با خویشتن داری چه دانی حال شیدایی
همی‌دانم که فریادم به گوشش می‌رسد لیکن     ملولی را چه غم دارد ز حال ناشکیبایی
عجب دارند یارانم که دستش را همی‌بوسم     ندیدستند مسکینان سری افتاده در پایی
اگر فرهاد را حاصل نشد پیوند با شیرین     نه آخر جان شیرینش برآمد در تمنایی
خرد با عشق می‌کوشد که وی را در کمند آرد     ولیکن بر نمی‌آید ضعیفی با توانایی
مرا وقتی ز نزدیکان ملامت سخت می‌آمد     نترسم دیگر از باران که افتادم به دریایی
تو خواهی خشم بر ما گیر و خواهی چشم بر ما کن     که ما را با کسی دیگر نماندست از تو پروایی
نپندارم که سعدی را بیازاری و بگذاری     که بعد از سایه لطفت ندارد در جهان جایی
من آن خاک وفادارم که از من بوی مهر آید     

و گر بادم برد چون شعر هر جزوی به اقصایی 

  

پ.ن: 

فانَ اللهَ کانَ به علیماً

یا حق!!

تاریخ ارسال: یکشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 06:25 ق.ظ | نویسنده: M | چاپ مطلب
نظرات (7)
یکشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1388 07:28 ق.ظ
علی [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
اگه دوست داشتی تبادل لینک کنیم در بخش نظرات وبلاگم بگو با چه اسمی لینکت کنک بعدش منو با اسم دانلود بازی لینک کن .
یکشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1388 02:42 ب.ظ
مجتبی [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مرسی که به من سر زدی و نظر دادی .
پاسخ:
سلام
خواهش می کنم
یکشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1388 02:44 ب.ظ
احسان [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام داداشی
داشتیم؟
خیلی از مطالب وب من امیدوارانه و آموزندس
راستی کی میای تهران؟
شیرمو حلالت نمی کنم اگه پیشم نیای داداشی
در هر حال مخلصیم
اینقدر هم سعدی نخون
ما شاعر زیاد داریم
زنده یاد نجمه زارع
فاضل نظری
نوبت ایناست
پاسخ:
سلام داداشی
شاعر زیاده و بیشترشون قابل احترام
یکشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1388 03:04 ب.ظ
مجتبی [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
برای پدر من دعا کن . خدا امواتتو بیامرزه
پاسخ:
سلام
چشم
التماس دعا..
یکشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1388 09:02 ب.ظ
دینا [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام. جدا بعد از سحر کتاب میخونید؟ عجب بابا!‌ دلتون میاد خواب به اون شیرینی رو از دست بدید :دی
من آن خاک وفادارم که از من بوی مهر آید
شعر زیبایی رو انتخاب کردید :)
پاسخ:
سلام
همیشه که نه
بعضی وقتا اگه حسش باشه
ممنون
یکشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1388 11:42 ب.ظ
عارف جام [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام حاجی...
بابا دمت گرم.
من معتقدم غزل حافظ در کمال پختگی و پر مغز بودنه، غزل مولانا در اوج بی پروایی و شیدایی است اما هر چی با خودم کلنجار میرم غزلی دلکش تر و زیباتر از سعدی پیدا نمی کنم!
چو فرهاد از جهان بیرون به تلخی می رود سعدی
ولیکن شور شیرنش بماند تا جهان باشد...
پاسخ:
سلام
ممنون از شعر قشنگت..
:)
یکشنبه 22 شهریور‌ماه سال 1388 05:39 ب.ظ
دختر نارنج و ترنج [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام آریانای عزیزم
خوبی؟
اول این که محتاجیم به دعا....
دوم درباره این پستت،‌با همشهری ما رفیق شدی؟ دم شما گرم... شیراز تشریف آوردید ما رو هم سرافراز کنید (حالا خودم تهرانم ها!!!‌ الکی می گم دیگه.. درک می کنی که...)
ممنون از شعر خوبی که گذاشتی..
پاسخ:
سلام
ممنون
ایشالا مزاحمتون می شیم...
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد